به بهانه آمدن محرم
دیوانه می شوی پسرم روضه کم برو
بازم که صورتت پرِ زخم و جراحت است
وقتی معذبی پسرم روضه کم برو
امشب چه روضه ای تو شنیدی که باز هم
اینقدر پر تبی؟! ... پسرم روضه کم برو
می ترسم آخرش همه را مبتلا کنی
عاقل نمی شوی پسرم... روضه کم برو

نمی دانم اگر از کودکی،پدر و مادرمان ما را به "ارک"نمی بردند یا به جای آهنگ ها و موسیقی های خزعبلی که می توانستیم در آن سن و سال مدام در ماشین نشخوار کنیم ،نوای ملکوتی روضه ها و نوحه های حاج منصور، همسفرمان در مسافرت های متعدد آن دوران نبود،الان در چه حال و احوالی بودم؟؟....
نمی دانم اگر این جلسات هر هفته "عشاق" نباشد،باید چه کار کنم؟وقتی حاج قربون میان سینه زنی دم میگیرد که: "بنیّ ! بنیّ! قتلوک،ذبحوک،و من الماءِ منعوک...."
رحمت و نعمت به همه مادر و پدرهایی که بچه هایشان را "هیئتی" بار می آورند.آنهایی که برای رفت و آمد و حضور کودکشان در مجلس روضه اباعبدلله(ع) برنامه دارند و وقت میگذارند.
این شب ها ، میان همه اشک ها و سینه زدن هایتان،این حقیر را نیز دعا کنید.
برای هم دعا کنیم تا توفیق خرج شدن در مسیر ساختن "تمدن نوین اسلامی" را پیدا کنیم.مسیری که غایت و نقطه اوج شکوفایی اش در زمان ظهور و حضور "منتقم حسین(ع) " است.و آیا به راستی نسبتی است میان کربلا و مصیبت ارباب و ساختن این تمدن نوین؟؟......
شهید محسن وزوایی