"تجاوز"؛بهانه ای برای بیان حرف های بزرگتر
نقدی بر فیلم"هیس!دخترها فریاد نمی زنند"
دانستن اینکه فیلمی جزء محبوب ترین ها از نگاه مخاطبین جشنواره است کافی است تا ترغیب شوی حتما فیلم را ببینی.
"هیس!دخترها فریاد نمی زنند"داستان دختری را روایت می کند که در کودکی مورد تجاوز قرار می گیرد و این حادثه پس از گذشت سالها در جوانی او باعث بروز فجایعی در زندگی اش می شود.
فارغ از بازی های قویِ اثر، به خصوص بازی "طناز طبابایی" ، "بابک حمیدیان" و "شهاب حسینی" و همچنین تعلیق بالای فیلم، زبانِ "هیس! دخترها فریاد نمی زنند" در تعریف و نمایش ماجرای "تجاوز"، به حدی عریان،زجرآور و مشمئز کننده است که به قطعیت می توان گفت: بیننده همه مدت فیلم را در حال تحمل یک شکنجه روحیِ تمام عیار است.در این رابطه باید به این پرسش ها پاسخ داد که آیا این همه صراحت و بی پردگی در بازنمایی اتفاقی چون "تجاوز" ضرورت دارد؟ اثرات این حجم از فشار روانی بر مخاطب چیست؟ آیا اساسا موفقیت فیلمساز در هرچه بیشتر دردناک بودن لحظات فیلم،حسن اثر اوست یا خیر؟
اما نگارنده بر این باور است که حرف اصلی فیلم،طرح دغدغه ها و شعارهای فمنیستی است و در واقع اساسا "تجاوز"،بهانه و بستری است برای بیان حرف های بزرگتر.اینکه زنان و دختران در ایران در حال قربانی شدن هستند آن قدر در فیلم پررنگ است و فریاد زده میشود که نمی توان گفت برچسبی است که نگارنده این سطور به فیلم چسبانده.از نگاه "خانم درخشنده" ، زنان ایرانی به دلیل باورها و عرف های غلط جامعه ایرانی!!محکوم هستند که خاموش باشند، صدایشان درنیاید و از حقوق مسلم و طبیعی خودشان صرف نظر کنند.در این میان،کلیت قوانین و روند قانون گذاری در محاکم جمهوری اسلامی نیز به این حق کشیِ همیشگی رسمیت و مشروعیت می دهد.صراحت نوع نگاه کارگردان به این مسئله را در دیالوگ "شهاب حسینی" ، آنجا که درمانده و عصبانی از سرنوشتی که قوانین جمهوری اسلامی برای دخترک فلک زده رقم زده میگوید:می خواهم به "تدوین قوانین بروم، شاید جوابی برای سوال هایم پیدا کردم" و همین طور دیالوگ های متعدد "مریلا زارعی" وکیل دختر قربانی فیلم و خودِ او در دادگاه، می توان دید.

در کنار ماهیت فمنیستی "هیس!دخترها فریاد نمی زنند" باید این فیلم را نیز در شمار آثار ضد قصاص سینمای ایران به حساب آورد.اینکه قصه فیلم به گونه ای پیش برود که تا پایان، بیننده در این آرزو باشد که قهرمانِ زیبا و مظلوم داستان از قصاص نجات پیدا کند و حکم اعدام را ظلمی آشکار به او بداند چه تاثیری در نوع نگرش او به حکم قرآنی قصاص دارد؟
"هیس! دخترها فریاد نمی زنند" از زنان و دختران ایران می خواهد که اتفاقا فریاد بزنند! و از حقوق پایمال شده شان در حوزه های گوناگون اجتماعی، سیاسی، خانوادگی و.... دفاع کنند.این تمنای به پا خاستن و فریاد زدن در مقابل جامعه و حکومتی که آنها را به این وضع دچار ساخته و ایشان را در نهایت مظلومیت و بی گناهی به پای چوبه دار کشانده در پایان بندی فیلم نیز کاملا آشکار است،آنجا که "شیرین" قهرمان قربانی فیلم در چند قدمی مرگ از عمق جان فریاد میزند و فریادهایش به جیغ و داد دختر بچه های مدرسه ای-که نماد نسل آینده زنان در ایران هستند- گره می خورد.
پایان تقریبا معلق و سیاهِ فیلم میگوید: زنان! دختران! تا فریاد نزنید، سهمتان همین قربانی شدن است، پس فریاد بزنید!
پ ن:یادداشت بالا محصول استقامتی فیلم دیدنم !! در جشنواره امسال است.این نقد را می توانید در سایت "سینما انقلاب" هم ببینید.این سایت و برنامه "ققنوس" که تا 27 بهمن ماه،هر شب ساعت 22 در شبکه 4 به روی آنتن می رود،از فعالیت های موثر بچه حزب اللهی ها به مناسبت جشنواره سی و یکم فجر است.
شهید محسن وزوایی