به بهانه آمدن محرم

از دست می روی پسرم روضه کم برو
دیوانه می شوی پسرم روضه کم برو

بازم که صورتت پرِ  زخم و جراحت است
وقتی معذبی پسرم روضه کم برو

امشب چه روضه ای تو شنیدی که باز هم
اینقدر پر تبی؟! ... پسرم روضه کم برو

می ترسم آخرش همه را مبتلا کنی
عاقل نمی شوی پسرم... روضه کم برو

نمی دانم اگر از کودکی،پدر و مادرمان ما را به "ارک"نمی بردند یا به جای آهنگ ها و موسیقی های خزعبلی که می توانستیم در آن سن و سال مدام در ماشین نشخوار کنیم ،نوای ملکوتی روضه ها و نوحه های حاج منصور، همسفرمان در مسافرت های متعدد آن دوران نبود،الان در چه حال و احوالی بودم؟؟....

نمی دانم اگر این جلسات هر هفته "عشاق" نباشد،باید چه کار کنم؟وقتی حاج قربون میان سینه زنی دم میگیرد که: "بنیّ ! بنیّ! قتلوک،ذبحوک،و من الماءِ منعوک...."

رحمت و نعمت به همه مادر و پدرهایی که بچه هایشان را "هیئتی" بار می آورند.آنهایی که برای رفت و آمد و حضور کودکشان در مجلس روضه اباعبدلله(ع) برنامه دارند و وقت میگذارند.

این شب ها ، میان همه اشک ها و سینه زدن هایتان،این حقیر را نیز دعا کنید.

برای هم دعا کنیم تا توفیق خرج شدن در مسیر ساختن  "تمدن نوین اسلامی" را پیدا کنیم.مسیری که غایت و نقطه اوج شکوفایی اش در زمان ظهور و حضور "منتقم حسین(ع) " است.و آیا به راستی نسبتی است میان کربلا و مصیبت ارباب و ساختن این تمدن نوین؟؟......

 

"لاله"؛ثمره عدم اعتماد به نفس آقایان مدیر است یا انقلاب؟

مدتی است ساخت فیلمی سینمایی به نام "لاله" در محافل فرهنگی و رسانه ای کشور واکنش هایی را بر انگیخته است. این فیلم قرار است داستان زندگی زنی ایرانی به نام "لاله صدیق"را به تصویر بکشد. "صدیق" قهرمان اتومبیلرانی است.

کارگردانی "لاله"را اسدالله نیک نژاد که سالها در هالیوود مشغول فعالیت حرفه ای بوده به عهده دارد.نیک نژاد بعد از پیروزی انقلاب پس از تولید چند اثر سینمایی و تلویزیونی که برخی از آنها محتوایی انقلابی دارند،در سال 64 به آمریکا مهاجرت کرده و پس از مدتی به طور رسمی به خدمت هالیوود در می آید.این کارگردان سالها از کشور دور بود تا اینکه در یکی از سفرهای رییس جمهور به نیویورک به واسطه نادر طالب زاده به احمدی نژاد معرفی و مقدمات بازگشتش به ایران فراهم می شود.او به کشور باز می گردد و پس از چندی از تصمیمش برای ساخت فیلمی در مورد یک زنِ قهرمان رالی خبر می دهد و عنوان می کند که این پروژه را تنها به خاطر عشق به وطن و اعتقاداتش انجام می دهد.

اما این روزها که خبرها از جدی شدن آغاز پروژه "لاله"حکایت می کند،واکنش ها نیز به این تصمیم بیشتر شده است.منتقدینِ "لاله" که طیفی از رسانه ها و روزنامه نگاران انقلابی چون "حسین شریعتمداری"؛مدیر مسئول روزنامه کیهان و تا اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی را تشکیل می دهند،به موارد متعددی در رابطه با این فیلم معترض اند.بودجه 8 میلیاردی این پروژه که البته به نظر می رسد در صورت استفاده از بازیگران خارجی به چندین برابر این رقم برسد و سابقه همکاری نیک نژاد در تولید چند فیلم ضد اخلاقی در ساختار هالیوود،بخشی از این انتقادها ست.اما مهمترین وجه اعتراض منتقدین،محتوا و سوژه ای است که برای این پروژه بین المللی انتخاب شده است.آنها معتقدند یک قهرمان رالی نمی تواند نماد مناسبی از زنِ ایرانی معاصر در جهان باشد.

اما هر کدام از این انتقادها تا چه حد منصفانه و دارای اولویت اند؟

واقعیت این است که 8 میلیارد تومان یا حتی چند برابر این عدد در عرصه "سینمای استراتژیک" رقم کلانی نیست.به هر حال یا نباید به این نوع سینما ورود پیدا کرد یا باید هزینه ها و اقتضائاتش را پذیرفت.

حامیان پروژه "لاله"همچون شمقدری؛معاونت سینمایی وزارت ارشاد و سینماگرانی چون جمال شورجه،هدفشان را از ساخت این فیلم ترمیم چهره زن ایرانی در جهان و نشان دادن جایگاه و ارزش او در جامعه ایران بیان می کنند.آنها این پروژه را در راستای "دیپلماسی عمومی"جمهوری اسلامی تعریف می نمایند.

اما به راستی قهرمانی در مسابقات رالی تمام غایتی است که زن ایرانی باید به آن دست یابد؟

آیا انتخاب این سوژه برای ارتباط گیری با مخاطب غربی،بازی در زمین آنها نیست؟

چه فرآیندی مدیران سینمایی را به چنین تصمیمی می رساند؟

حقیقت آن است که عملکرد و خروجی دستگاه های متعدد و عریض و طویلی که وظیفه فعالیت و اثر گذاری در جهت اهداف انقلاب اسلامی در فضای بین الملل را داشته اند،نشان می دهد که جمهوری اسلامی در طی 33 سال اخیر در حوزه "دیپلماسی عمومی"به شدت ضعیف عمل کرده است.

نهادهایی چون سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی،سازمان فرهنگ و تبلیغات اسلامی،معاونت فرهنگی وزارت امور خارجه،معاونت برون مرزی سازمان صدا و سیما،برون مرزی حوزه علمیه قم و...تاکنون چه ثمره ای در این عرصه داشته اند؟

آنچه مسلم است جمهوری اسلامی فاقد یک استراتژی مشخص در حوزه "دیپلماسی عمومی" است و دقیقا در چنین بستر و وضعیتی است که به ناگاه برخی مدیران فرهنگی به لزوم پروژه ای همچون "لاله" می رسند.

از سویی دیگر تا زمانی که جمهوری اسلامی نسبت خود را با مدرنیته و ساختارها و اقتضائات مدرن مشخص نکرده،اوضاع به همین منوال است.سوال این است که نسبت جمهوری اسلامی با مقوله "زن"چیست؟و از زن ایرانی در فضای مدرن چه انتظاری دارد؟

روشن است که در این حوزه نیز اعوجاج عمیقی وجود دارد.از یک سو زنانِ راننده اتوبوس،آتش نشان،غواص و...چهره محبوب و جذاب شو های تلویزیونی می شوند و از سویی دیگر در همین رسانه،روزانه بارها در برنامه های گفتگو محور دینی،روحانیون،زنان را به حفظ حریم و حدود،مطابق با شرع و فطرتشان دعوت می کنند.از یک طرف نهادهای گوناگون در کشور،دختران را به تحصیل در رشته هایی ناسازگار با آینده زندگی شان تا مقاطع بالا فرا می خوانند و  بر طبل محاسن و برکاتِ مشاغلی حماسی و موثر ،چون کارمندی!! برای آنان می کوبند و از طرفی بر "خانواده محوری" تاکید می نمایند.

همه این ها حکایت از این دارد که با گذشت سال ها جمهوری اسلامی هنوز نمی داند نسبتش با "زن"چیست؟در ادامه همین سردرگمی است که ساخت "لاله"از نگاه آقایان مدیر می تواند نجات بخش و تطهیر کننده چهره بانوی ایرانی باشد.

مدیران باید بدانند که با تقلیل و سانسور مبانی و حدود اسلام و انقلاب نمی توانند راهی به دل های ملت های جهان باز کنند.این کج اندیشی است که برخی تصور می کنند اگر از حرف های انقلاب کوتاه آمدند می توانند تحولی در نگاه دنیا نسبت به ما ایجاد کنند.کما اینکه رمز عالم گیر شدن کلام امام و سیطره او بر قلوب همگان این بود که آن مرد بزرگ،اسلام را با تمام ابعادش به میدان آورد.آنچه باعث شد مردم ایران تنها به اشاره او فرزندانشان را راهی جبهه ها کنند و به کام مرگ بسپارند،همین بود.مسئولین باید باور کنند که در طی این سالها هرگاه ما محکم بر مواضعمان ایستادیم و حرف حقمان را بلند در جهان مطرح کردیم،همان جا نقطه آغاز پیروزی هایمان شده و هر زمان که قدمی از مبانی مان عقب نشستیم نه تنها نتوانستیم رضایت طرف غربی را به دست آوریم که دشمن با وقاحت مضاعفی پیش روی کرده است.چنانچه رهبر معظم انقلاب فرمودند:" نمي شود به خاطر اينكه زيد و عمرو از امام (بخوانید انقلاب)خوششان بيايد، ما مواضع امام را پنهان كنيم يا پوشيده كنيم يا آن چيزهائى كه به نظرمان تند مى‌آيد، كمرنگ كنيم. عده‌اى در يك دورانى براى اينكه اسلام علاقه‌مندان و طرفدارانى پيدا كند، بعضى از احكام اسلام را كمرنگ ميكردند، نديده ميگرفتند؛ حكم قصاص را، حكم جهاد را، حكم حجاب را انكار و پنهان ميكردند، ميگفتند اينها از اسلام نیست.براى اينكه فلان مستشرق يا فلان دشمن مبانى اسلامى از اسلام خوشش بيايد! اين غلط است. اسلام را با كليتش بايستى بيان كرد."(1)

بنابراین امروز که ملت ایران همچنان بر صدق و حقانیت معتقدات خویش استوار است،اگر برخی کماکان با بَزَک کردن مبانی انقلاب در سودای تعامل با غرب هستند،یا دچار خوش خیالی اند و تجربه و سابقه چنین اقدامات منفعلانه ای را در سال های اخیر فراموش کرده اند، یا این ارزش ها و اصول در درون خودشان کمرنگ شده که گمان می کنند دیگر پذیرشی نسبت به این منطق و حقائق در میان ملت ها وجود ندارد.

بی تردید هیچ کس در جبهه انقلاب،بر لزوم ورود به "سینمای استراتژیک"و تولید آثاری فاخر در این عرصه برای مصرف جهانی شک ندارد.از این رو اگر به عنوان مثال ما امکان تولید چندین فیلم با داستان های مختلف در جهت بازنمایی حضور اجتماعی زنان را داشتیم،آن وقت می توانستیم در درون این بسته کلی به سوژه ای چون "لاله"نیز فکر کنیم.ولی در شرایط کنونی به تصویر کشیدن"لاله"در اولین تجربه سینمایی اینچنین،آن هم با این نوع پرداخت و حجم تبلیغات و حساسیتها،نه تنها هیچ کمکی به اعتمادبه نفس نظام نخواهد کرد بلکه حجت و دست مایه دیگری برای تکرار منطق غرب در مواجهه با پدیده "زن"خواهد شد.

1-بیانات رهبر معظم انقلاب در بیست و یکمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره)

همین مطلب در رجانیوز