علوم انسانی بی خاصیت/ما و بیداری اسلامی/"راز"در خدمت انقلاب
دی ماه سال ۸۹،کمتر از یک ماه مانده به وقوع "بیداری اسلامی"در منطقه،در دانشکده سر کلاس خاورمیانه نشسته بودیم.استاد در مورد مصر صحبت می کرد.سوالی پرسیدم که "مصر چه قدر با وقوع یک انقلاب و تحول در این کشور فاصله دارد؟"خاطرم هست استاد خیلی قاطعانه جواب داد:"مصر سالها با آن لحظه فاصله دارد و حالا حالا ها "مبارک"و جریان مبارک حاکم خواهند بود."
ترم تمام شد و کم کم اخبار تونس رسانه ای شدو بعد مصر و ...
اما چرا باید چنین پاسخی را از یک استاد علوم انسانی،آن هم استادی که مومن به گفتمان انقلاب اسلامی است بشنویم؟و در یک پرسش کلان تر،چرا در طی ماه های منتهی به "بیداری اسلامی"یک بار از زبان یکی از اساتید علوم انسانی کشور-حال چه اساتید سکولار و چه اساتید حزب اللهی-نشنیدیم که قرار است اتفاقاتی در منطقه بیافتد؟
شاید بتوان اینگونه تحلیل کرد که این اساتید سالها در فضایی تحصیل کرده،درس داده و فکر کردن را تمرین کرده اند که از درون این فضا پیش بینی حادثه ای مثل "بیداری اسلامی"آن هم با این حجمِ از معنویت در نمی آید.
به نظر می رسد مواضع و عملکرد جامعه نخبگانی علوم انسانی در ارتباط با پدیده "بیداری اسلامی"مصداق روشنی برای اثبات بی خاصیت بودن علوم انسانی فعلی در کشور است.
مثال دیگری می زنم:سال ۸۴،در آستانه انتخابات ریاست جمهوری نهم،دکتر بشیریه که عشاقش!به او لقب پدر جامعه شناسی سیاسی ایران را داده اند،در اظهار نظری کاملا علمی!فرمودند:"احمدی نژاد(که به هرحال در آن مقطع کاندید جریان انقلابی به حساب می آمد)رای نمی آورد."از قضا طولی نکشید که احمدی نژاد پیروز آن انتخابات شد.
اما همه این ها نشانه چیست؟نشانه این حقیقت است که علوم انسانی فعلی از شناخت،تحلیل و پیش بینی مسائل جامعه انسانی عاجز است.به هر حال ما که از علوم انسانی توقع تولید داروی نو ترکیب و پیشرفت های فناوری نانو نداریم.ما از علوم انسانی توقع داریم دست ما را در ساحت مسائل انسانی بگیرد،اما متاسفانه امروز می بینیم این توقع،توهمی بیش نیست.
از بیداری اسلامی گفتم.حادثه ای که این روزها نوع برداشت و فهم بچه حزب اللهی ها از آن برایم دغدغه شده است.
بی شک همه ما در جبهه انقلاب بر این که قیامهای منطقه "بیداری اسلامی"است متفقیم کما اینکه حضرت آقا چندین بار بر اسلامی بودن این تحرکات و عظمت آن تاکید کرده اند.اما مسئله ای که این روزها بارها در مواجهه با هم قطارانم،چه دانشجو،چه رسانه ای و...به آن بر می خورم این است که دوستان انقلابی گمان می کنند در حال حاضر چند جمهوری اسلامی دیگر در منطقه تاسیس شده و خیالمان راحت باشد که انقلاب به تمامه صادر شد!
این ذوق زدگی باعث می شود تا بسیاری از تفاوتهایمان را با جریاناتی که در کشورهای اسلامی بر سر کار آمده اند نبینیم.به عنوان مثال موضع دولت مصر در خصوص مسئله سوریه کاملا با ما متفاوت است یا نگاه آنها به عربستان با ما فرق می کند.البته میان ما و دولت مرسی اشتراکاتی مثل لزوم رفع حصر غزه هم وجود دارد.
بنابر این اگر به هر دلیلی فهمی درست و مبتنی بر واقعیات امروز منطقه در میان بچه حزب اللهی ها شکل نگیرد،در آینده ای نزدیک که نشانه هایی از این تفاوت دیدگا ه ها نمایان شد،به ناگاه تمام حقیقت"بیداری اسلامی"نزد این قشر فرو خواهد ریخت و این آسیب و خطری جدی است.
اما صدا و سیما چه میزان در شکل گیری تصور ما از حوادث منطقه دخیل است؟فعلا نمی خواهم به کلیت عملکرد رسانه ملی در این حوزه بپردازم اما به طور خاص خبط بزرگ صدا و سیما در چگونگی پرداخت به مسئله سوریه چیزی نیست که تنها دغدغه نگارنده باشد.تلویزیون با بایکوت کامل اخبار سوریه در ماه های ابتدایی حوادث این کشور دقیقا همان اشتباه روزهای نخست فتنه ۸۸ را تکرار کرد.زمانی که حتی از بازتاب کم رنگ اعتراض مردم فریب خورده ای که واقعا گمان می کردند رایشان دزدیده شده،خودداری کرد و اینگونه بخشی از مخاطبینش را به سمت "وآ"و "بی بی سی فارسی"کوچ داد.
گویا مدیران رسانه ملی تصور می کنند اگر از مسئله ای سخن نگویند،آن اتفاق در عالمِ واقع نیافتاده است.اگر راجع سوریه سکوت کنند،مخاطبینشان هم،همپای سکوت آنان منفعل به انتظار می نشینند،در حالی که این خیالی بیش نیست و مسلما مخاطب به دنبال منبعی دیگر برای رفع عطش خبری خود خواهد رفت.و به این ترتیب هم اعتماد خود را به اصلی ترین رسانه نظام از دست می دهد و هم ذهنش را در اختیار دروغ ها و اغراض رسانه های ضد انقلاب قرار می دهد.
ما از صدا و سیما انتظار داریم که با اعتماد به نفسی انقلابی تحولات سوریه را تحلیل کند و این حقیقت را برای مردم جا بیاندازد که دفاع از بشار اسد،حمایت از محور مقاومت در منطقه است.چرا تلویزیون از بیان منطق انقلاب اسلامی هراس دارد؟
به چه دلیل وقتی از یکی از مدیران ارشد سازمان در جمعی دانشجویی می پرسیم:"چرا صدا و سیما در قبال مسئله سوریه سکوت کرده است؟" در جواب تنها می گوید:"ما وقت نداریم!!"
به راستی در تلویزیون چه می گذرد؟
وقتی معاونت سیاسی و بخش های خبری صدا و سیما تکلیفشان را به خوبی انجام ندهند،"راز"باید به تنهایی جور همه این اهمال کاری ها را بکشد و چند جلسه نخستین سری جدیدش را به سوریه اختصاص دهد.باز هم در بین این همه فَوَران تلاش های مدیران سازمان!!مرحبا به غیرت طالب زاده!
تنوع موضوعی"راز"تاکنون اثبات کرده آنچه برای طالب زاده اصالت دارد،مسائل انقلاب اسلامی است."راز" برنامه ای "مسئله محور"است.حال گاهی اولویت پرداخت در برنامه،شعر انقلاب،گاه اقتصاد و بانکداری در جمهوری اسلامی و گاهِ دیگر فتنه سوریه است.
پس تماشای"راز"را در این ماه مبارک از دست ندهید.
شهید محسن وزوایی