مراجع اعمال حاکمیت سیاسی
مراجع اعمال حاکمیت سیاسی در جوامع گوناگون و طی دورانها و اعصار گذشته تاکنون متفاوت بوده اند.شکل حکومتها در دوران مدرن غالبا متفاوت است با عهد قدیم. امروزه حکومتها بیشتر به صورت جمهوری ویا اشکال دیگر و بر پایه دموکراسی اداره میشوند.
به اعتقاد نگارنده هر سه شکل مرجع اعمال حاکمیت سیاسی یعنی1-پادشاهی(به مفهوم فلسفی اش)2 –اریستوکراسی 3-جمهوری مطلوب حداکثری نیست.
با فرض قبول مبنای فکری و اندیشه ای پادشاهی با مبنای فلسفیش،اگر بنا باشد ضمام امور کل یک حکومت و جامعه را به فردی بسپاریم که شاید دانای به عقلانیت حاکم بر عالم است و از سایر ویژگیهای لازم برای فرمانروایی برخوردار است،اما چه تضمینی وجود دارد که او دست از پا خطا نکند؟چه نهادی ناظر بر افعال اوست و چه میزان و سنجشی برای درستی یا نادرستی تصمیمات و در افقی فراتر،رفتار او وجود دارد؟
در مورد دو شکل دیگر مرجعیت اعمال حاکمیت سیاسی یعنی اریستو کراسی و جمهوری هم با اینکه حیطه اعمال قدرت از دست یک شخص بیرون آمده و عقل جمعی است که حکم میکند،اما باز هم به باور نگارنده هیچ اطمینانی وجود ندارد که عقل جمعی افراد همواره و به طور حداکثری درست عمل نماید.چه بسا که بارها و بارها مشاهده نموده ایم که حتی "میلیونها"نفر رای به ریاست جمهوری یا نمایندگی فردی داده اند که لایق آن مقام نبوده. این یعنی خطای فاحش عقل جمعی.
بنابراین نگارنده بر این باور است مرجع اعمال حاکمیت سیاسی یا به تعبیر دقیقتر مدل حکومتی مفهوم بسیار مهم و دقیقی است که اتفاقا ارتباط وثیقی با الهیات و دین حاکم بر هر جامعه دارد.به عنوان مثال در ساختار اندیشه سیاسی اسلام،مدل و مفهومی در قله آن وجود دارد به نام ولایت مطلقه فقیه که البته در اینجا و با توجه به فرمایش استاد گرانقدر مبنی بر انحصار مطالب دانشجویان در حوزه موضوعات مطروحه در کلاس،مجال تبیینش نیست.
شهید محسن وزوایی