امروز 29 فروردین است...

"آقای بنی صدر هم شمّ سیاسی نداشت.من الان هم نصیحت می کنم آقای بنی صدر را به اینکه نبادا در دام این گرگ هایی که در خارج از کشور نشستند و کمین کردند بیفتید و این آبرویی که از دست دادید بدتر بشود.من علاقه دارم که تو بیشتر از این خودت را تباه نکنی...نبادا یک وقت در دام اشخاصی بیفتی که این ملت آنها را سر تا پا شناخته است؛و آنها از تو پشتیبانی کنند و تو هم در دام آنها بیفتی؛که هم دنیا به باد رفته است تا آخر،و هم آخرت.اگر نصیحت های من را گوش کرده بودی،این مسائل پیش نمی آمد.لکن نگذاشتند؛آنهایی که به تو اظهار علاقه می کردند آنها به اسلام علاقه نداشتند؛و تو را کشاندند به جایی که تباه کردند،بیش از این خودت را تباه نکن...اگر شما آن نصیحتی را که آن روز من با حال بیماری در بیمارستان به شما کردم گوش کرده بودید،امروز این طور نبود و من نمی خواستم باشد؛آن روز من یکی از حرفها،که اساس گرفتاری های بشر است(را)تنبه دادم که حبُ الدنیا راس کل خطیئه...اگر این کلمه را گوش کرده بودید و هواهای نفسانی را زیر پا گذاشته بودید،این طور نمی شد که همه گروه ها،همه دوستان شما،از شما منفصل بشوند،الا این گروه هایی که می خواهند شما را آلت دست قرار بدهند و به مقاصد خودشان برسند.دوست های درجه اول شما پشت به شما کردند.گروه هایی که با شما بودند و برای شما شعار می دادند پشت به شما کردند و این دلیل این بود که شما قدرت سیاسی ندارید،بزرگتر دلیل این است که انسان۱۱ میلیون رای را تباه کند! این گذشت و ناگوار گذشت.من نمی خواستم این طور بشود." (۱)

۱-امام خمینی(ره)-سخنرانی اول تیر ۱۳۶۰

*ما اَکثر العبر و اَقل الاعتبار

عبرتها چه بسیارند و عبرت گیرندگان چه اندکند...

"قلاده های طلا"؛روایت یک"بسیجی"از فتنه ی 88

با مریم؛رفیق دانشگاه و رسانه و هیئت و تجمع ام!رفتیم "قلاده ها ی طلا"را دیدیم.همین اول بگویم که به شدت فیلم را پسندیدم  و از دیدنش به وجد آمدم."قلاده ها" خاطرات روز های ۸۸ را برایم زنده کرد. روزهایی که با استرس می گذشت و شبهایی که صدای الله اکبر ها که نه،"اکبر الله"های سبزها سینه مان را تنگ می کرد.شبهایی که همه نیازمان به درگاه صاحب اصلی این انقلاب بود:"یا امام زمان!خودت بساطشان را جمع کن." 

قصد ندارم در این نوشته،به صورت جدی و تفصیلی به نقد فیلم بپردازم اما بیان نکاتی درباره ی آن را ضروری می دانم.

۱-"قلاده ها"روایتی منصفانه و عریان از فتنه ی ۸۸ است.نشان دادن تصاویر راهپیمایی ۲۵ خرداد در فیلم، دلیلی بر این مدعاست.همان واقعیتی که متاسفانه صداوسیما حتی در نازل ترین سطح هم به آن نپرداخت.لا اقل یک دوربین به میان این همه جمعیت راهپیمایی کننده نبرد تا از آنها بپرسد که برای چه آمده اند و حرفشان چیست؟رسانه ملی در همان ابتدای ناآرامی ها با این نحوه ی پوشش معترضین، از آنها سلب اعتماد کرد و این قشر را به سمت "بی بی سی فارسی"و "وآ"کوچ داد.همچنین نمایش شلیک بسیجیان حوزه ی۱۱۷ نینوا به اغتشاشگران هم گواهی است بر اینکه کارگردان شجاعت بیان این حقیقت را دارد که به هر تقدیر کسانی به دست بسیج کشته شده اند.و چه کسی است که نداند در همه جای دنیا در صورت حمله به پایگاه نظامی،مجوز هرگونه مقابله ای وجود دارد.

۲-فیلم حاوی نقدی جدی به دستگاه های موثر در نظام است.نقدی که طالبی به خوبی از پس آن برآمده و نه دچار افراط شده و نه از آن کوتاه آمده است."قلاده ها"عملکرد دستگاه های اطلاعاتی کشور را در مقطع فتنه به چالش می کشد چرا که این یک حقیقت تلخ است که سیستم اطلاعاتی-امنیتی ما در آن برهه دچار غفلت و کوتاهی بود.

۳-تفکیک میان اغتشاش گران و معاندین با مردم فریب خورده هم از دیگر نکات تحسین شده ی فیلم است. کاراکتر"سجاد"نماد همین طیف به شمار می آید.

۴-فارغ از همه ی صحنه های جذاب و پرکشش فیلم،یکی از ناب ترین و اثر گذار ترین سکانس های"قلاده ها"سکانس های درگیری حوزه ی بسیج است.لحظاتی که غربت،صفا و شجاعت بسیجیان حوزه ی ۱۱۷ نینوا به شایستگی به تصویر کشیده شده است.روایتی که تنها از یک بسیجی بر می آید.از کسی که بسیج و بسیجی را بشناسد و با او زندگی کرده باشد.

۵-اما شاخص دیگری که عیار"قلاده ها"را افزایش می دهد،"آنتی هاشمی"بودن آن است.مسئله ای که به صراحت در قسمت های متعددی از جمله نشان دادن تصویر حضور فائزه در تجمعات،مصاحبه همسر هاشمی در روز انتخابات و فرمان قیامش بر ضد نظام،دیالوگ نامه هاشمی به رهبری،دیالوگ امین حیایی راجع عملکرد عجیب!متروی تهران در ایام تجمعات و...بیان می شود.

اما علاوه بر خاطرات ۸۸،سکانس پایانی فیلم-تجمع مردم مقابل سفارت انگلیس-،خاطره ای دیگر را برایم زنده کرد.

سیزدهم رمضان سال گذشته بود.خاطرم هست با مریم رفیق تجمع ام!با زبان روزه رفتیم مقابل سفارت.در میان تمام چهره های معمول و مالوف بسیجی،چند دختر و پسر جوان کمی نامانوس به نظر می آمدند.به مریم گفتم:"اینها چرا اینطوری اند؟!قیافه شان به بسیجی ها نمی خورد.پس اینجا چه می کنند؟!طبیعی نیستند."کمی که گذشت،ابو القاسم طالبی را هم در میان تجمع کنندگان دیدم و بر حیرتم افزوده شد که:"خدایا!خود بچه ها آن طور که باید نیامده اند.چه طور است که طالبی آمده؟!"

به هر تقدیر تجمع آن روز با عطش و حیرت و سوال تمام شد تا اینکه فردا صبحش فهمیدیم که بله!دیروز طالبی با تیمش آمده بودند تا صحنه هایی از "قلاده ها" را بگیرند.و من همه ی آن قرائن را دیدم و آن لحظه به ذهنم نرسید که :"آخر پدر آمرزیده!دارند فیلم می سازند!"

**********************************************************************

اینجا را هم گوش کنید!مصاحبه مسیح علی نژاد راجع "قلاده ها" با طالبی است.