با مریم؛رفیق دانشگاه و رسانه و هیئت و تجمع ام!رفتیم "قلاده ها ی طلا"را دیدیم.همین اول بگویم که به شدت فیلم را پسندیدم و از دیدنش به وجد آمدم."قلاده ها" خاطرات روز های ۸۸ را برایم زنده کرد. روزهایی که با استرس می گذشت و شبهایی که صدای الله اکبر ها که نه،"اکبر الله"های سبزها سینه مان را تنگ می کرد.شبهایی که همه نیازمان به درگاه صاحب اصلی این انقلاب بود:"یا امام زمان!خودت بساطشان را جمع کن."
قصد ندارم در این نوشته،به صورت جدی و تفصیلی به نقد فیلم بپردازم اما بیان نکاتی درباره ی آن را ضروری می دانم.
۱-"قلاده ها"روایتی منصفانه و عریان از فتنه ی ۸۸ است.نشان دادن تصاویر راهپیمایی ۲۵ خرداد در فیلم، دلیلی بر این مدعاست.همان واقعیتی که متاسفانه صداوسیما حتی در نازل ترین سطح هم به آن نپرداخت.لا اقل یک دوربین به میان این همه جمعیت راهپیمایی کننده نبرد تا از آنها بپرسد که برای چه آمده اند و حرفشان چیست؟رسانه ملی در همان ابتدای ناآرامی ها با این نحوه ی پوشش معترضین، از آنها سلب اعتماد کرد و این قشر را به سمت "بی بی سی فارسی"و "وآ"کوچ داد.همچنین نمایش شلیک بسیجیان حوزه ی۱۱۷ نینوا به اغتشاشگران هم گواهی است بر اینکه کارگردان شجاعت بیان این حقیقت را دارد که به هر تقدیر کسانی به دست بسیج کشته شده اند.و چه کسی است که نداند در همه جای دنیا در صورت حمله به پایگاه نظامی،مجوز هرگونه مقابله ای وجود دارد.
۲-فیلم حاوی نقدی جدی به دستگاه های موثر در نظام است.نقدی که طالبی به خوبی از پس آن برآمده و نه دچار افراط شده و نه از آن کوتاه آمده است."قلاده ها"عملکرد دستگاه های اطلاعاتی کشور را در مقطع فتنه به چالش می کشد چرا که این یک حقیقت تلخ است که سیستم اطلاعاتی-امنیتی ما در آن برهه دچار غفلت و کوتاهی بود.
۳-تفکیک میان اغتشاش گران و معاندین با مردم فریب خورده هم از دیگر نکات تحسین شده ی فیلم است. کاراکتر"سجاد"نماد همین طیف به شمار می آید.

۴-فارغ از همه ی صحنه های جذاب و پرکشش فیلم،یکی از ناب ترین و اثر گذار ترین سکانس های"قلاده ها"سکانس های درگیری حوزه ی بسیج است.لحظاتی که غربت،صفا و شجاعت بسیجیان حوزه ی ۱۱۷ نینوا به شایستگی به تصویر کشیده شده است.روایتی که تنها از یک بسیجی بر می آید.از کسی که بسیج و بسیجی را بشناسد و با او زندگی کرده باشد.
۵-اما شاخص دیگری که عیار"قلاده ها"را افزایش می دهد،"آنتی هاشمی"بودن آن است.مسئله ای که به صراحت در قسمت های متعددی از جمله نشان دادن تصویر حضور فائزه در تجمعات،مصاحبه همسر هاشمی در روز انتخابات و فرمان قیامش بر ضد نظام،دیالوگ نامه هاشمی به رهبری،دیالوگ امین حیایی راجع عملکرد عجیب!متروی تهران در ایام تجمعات و...بیان می شود.
اما علاوه بر خاطرات ۸۸،سکانس پایانی فیلم-تجمع مردم مقابل سفارت انگلیس-،خاطره ای دیگر را برایم زنده کرد.
سیزدهم رمضان سال گذشته بود.خاطرم هست با مریم رفیق تجمع ام!با زبان روزه رفتیم مقابل سفارت.در میان تمام چهره های معمول و مالوف بسیجی،چند دختر و پسر جوان کمی نامانوس به نظر می آمدند.به مریم گفتم:"اینها چرا اینطوری اند؟!قیافه شان به بسیجی ها نمی خورد.پس اینجا چه می کنند؟!طبیعی نیستند."کمی که گذشت،ابو القاسم طالبی را هم در میان تجمع کنندگان دیدم و بر حیرتم افزوده شد که:"خدایا!خود بچه ها آن طور که باید نیامده اند.چه طور است که طالبی آمده؟!"
به هر تقدیر تجمع آن روز با عطش و حیرت و سوال تمام شد تا اینکه فردا صبحش فهمیدیم که بله!دیروز طالبی با تیمش آمده بودند تا صحنه هایی از "قلاده ها" را بگیرند.و من همه ی آن قرائن را دیدم و آن لحظه به ذهنم نرسید که :"آخر پدر آمرزیده!دارند فیلم می سازند!"
**********************************************************************
اینجا را هم گوش کنید!مصاحبه مسیح علی نژاد راجع "قلاده ها" با طالبی است.